به گزارش خبرگزاری مهاجر، فاطمه سجادی گفت از سال ۱۳۸۲ فعالیتم را در مدارس خودگردان آغاز کردم و سرانجام در سال ۱۳۹۳، همراه مدرسه خودگردان «هدایت» را همراه با همکارانم در منطقه قرقی مشهد تأسیس کردیم.
افتخار میکنم که یازده سال است مدیریت این مدرسه را بر عهده دارم و با همکاری همکاران، توانستهایم به دانشآموزان بازمانده از تحصیل خدمترسانی کنیم.
مدیر مدرسه هدایت توضیح داد: دانشآموزان مدارس خودگردان معمولاً فاقد مدارک هویتی هستند و به همین دلیل نمیتوانند در مدارس دولتی ثبتنام کنند. البته بخشی از آنها مدارک قانونی دارند، اما به دلایل مختلف از ورود به مدارس دولتی محروم ماندهاند. ما همه کودکانی را که به هر دلیلی از تحصیل جا ماندهاند، ثبتنام میکنیم تا سهمی در آموزش آیندهسازان کشور داشته باشیم.
وی تأکید کرد: در مدرسه هدایت هیچ محدودیتی برای قومیت یا ملیت وجود ندارد. درِ این مدرسه به روی همه کودکانی که از تحصیل بازماندهاند، باز است. در طول این سالها حتی چندین دانشآموز ایرانی داشتهایم که به دلایل گوناگون نتوانستهاند وارد مدارس دولتی شوند.
سجادی افزود: از زمانی که مدیریت مدرسه را پذیرفتم، تغییرات زیادی در زندگی شخصیام ایجاد شده است. یکی از مهمترین آنها، کسب امید و انگیزه از این کودکان است. پاکی، صداقت و انرژی آنها به من و همکارانم منتقل میشود و با وجود همه سختیها، ما را به ادامه مسیر با امید و تلاش وامیدارد. بخش عمده این انگیزه را مدیون همین دانشآموزان بازمانده از تحصیل هستیم که با تمام وجود به دنبال آرزوهایشان میروند.
معلمان مدارس خودگردان چه کسانی هستند؟
مدیر مدرسه هدایت در پاسخ گفت: معلمان ما عمدتاً افرادی دغدغهمند هستند که هدفشان مبارزه با بیسوادی و جهل است. با عشق و علاقه به اینجا میآیند تا به کودکان آموزش دهند. در میان آنها افرادی با مدارک لیسانس، فوقلیسانس و دکتری حضور دارند. همچنین تعدادی معلم ایرانی نیز در کنار ما به تدریس مشغولاند.
سجادی با اشاره به سختیهای مدیریت مدرسه خودگردان گفت: گاهی فکر میکنم میتوانستم بیشتر و بهتر عمل کنم تا شرایط بهتری برای بچهها فراهم شود؛ به همین دلیل همیشه حساسیتی درونی دارم.
وی تأکید کرد: این کار هیچ سود مالی برای من و امثالم ندارد. تنها دلیل حضورمان، هدف والای ادامه تحصیل این دانشآموزان است.
سجادی ادامه داد: در دو سه سال اخیر، چند دانشآموز کمتوان جسمی داشتهایم که با ویلچر به کلاس میآیند. این کودکان در مدارس دولتی با مشکل مواجه میشوند و معمولاً به مدارس استثنایی هدایت میشوند. اما وقتی شوق یادگیریشان را دیدم، پذیرفتم که در مدرسه ما درس بخوانند.
وی افزود: اتفاق زیبایی که رخ داد این بود که این کودکان در کنار سایر دانشآموزان قرار گرفتند و برخلاف تصور اولیه، همکلاسیهایشان با پذیرش و دوستی واقعی آنها را در کنار خود نگه داشتند. این نه ترحم، بلکه عشقی خالص و کودکانه بود.
سجادی در خاطرهای از دانشآموزان ایرانی گفت: خواهر و برادری ایرانی شش سال در مدرسه ما درس خواندند و در نهایت به کلاس هفتم مدارس دولتی رفتند. پس از چند ماه، یکی از آنها به حیاط مدرسه بازگشت، شروع به گریه کرد و همکلاسیهایش را در آغوش گرفت. میگفت: «دلم برای اینجا تنگ شده بود.» این عشق خالصانه کودکان است که هیچ تفاوتی بین افغانستانی و ایرانی نمیبیند.
۱۳ آبان، روز دانشآموز، بر همه دانشآموزان مبارک باد.