به گزارش خبرگزاری مهاجر، بیستوهشتمین نشست تخصصی انجمن راحل با عنوان «واکاوی دو واقعیت مهاجر و مهاجرپذیری» چهارشنبه ۳ جدی در خانه اندیشهورزان تهران برگزار شد. در این نشست، دکتر جعفر خیرخواهان، اقتصاددان و عضو سابق هیئت علمی جهاد دانشگاهی مشهد، و جعفر سلطانی، پژوهشگر اقتصادی افغانستانی و دبیر کارگروه اقتصادی انجمن راحل، با مرور نمونههای تاریخی و تحلیلهای علمی، مهاجرت را نه تهدید، بلکه موتور توسعه و غنیسازی جوامع معرفی کردند.
نمونههای تاریخی؛ از پارسیان هند تا آمریکا پس از جنگ جهانی دوم
– دکتر خیرخواهان با اشاره به مهاجرت زرتشتیان ایران به هند، توضیح داد که جامعه «پارسیان هند» چگونه توانست با ادغام در جامعه میزبان، یکی از بزرگترین کنگلومراتهای جهانی یعنی گروه تاتا را بنیانگذاری کند.
– وی همچنین تجربه ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم را مثال زد؛ کشوری که با جذب نخبگان مهاجر اروپایی، بزرگترین جهش علمی و صنعتی خود را رقم زد. بسیاری از برندگان نوبل آمریکایی در آن دوران، مهاجرانی بودند که ریشه در اروپا داشتند.
آمارهای معاصر؛ نقش مهاجران در اقتصاد آمریکا
بر اساس گزارش مرکز کارآفرینی آمریکا (۲۰۱۷)، ۴۳ درصد از شرکتهای حاضر در فهرست فورچون ۵۰۰ توسط مهاجران یا فرزندان آنان تأسیس شدهاند. این سهم در میان ۲۵ شرکت برتر به ۵۲ درصد و در میان ۳۵ شرکت برتر به ۵۷ درصد افزایش مییابد. نامهایی چون هنری فورد، استیو جابز، سرگی برین و جف بزوس نمونههای بارز این موفقیت هستند؛ موفقیتهایی که حاصل جسارت، ریسکپذیری و سختکوشی مهاجران است.

ایران؛ فرصتهای از دسترفته
در بخش دوم نشست، جعفر سلطانی سیاستهای مهاجرتی ایران را «بیثبات» و در مواردی «مخرب» توصیف کرد. او توضیح داد که سیاستهای اخراج دستهجمعی مهاجران افغانستانی نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نکرده، بلکه موجب افزایش هزینه کار و اختلال در زنجیره تأمین بخشهای کلیدی مانند کشاورزی و ساختمان شده است. سلطانی تأکید کرد: «بازار ایران دارای خلأهای جدی است که حضور مهاجران افغانستانی در همه ردههای مهارتی میتواند به رفع آن کمک کند. راهکار مطلوب، تبدیل این نیروی اقتصادی به موتور تحرک کلی اقتصاد از طریق بزرگ کردن حجم فعالیت اقتصادی است، نه نگاه رقابتی صفر و صدی.»
تقابل دو رویکرد؛ اقتصاد دستمال کاغذی در برابر اقتصاد خوب
خیرخواهان با تکیه بر کتاب «اقتصاد خوب برای روزگار سخت» اثر آبجیت بنرجی و استر دوفلو، دو رویکرد متفاوت را تشریح کرد:
– اقتصاد دستمال کاغذی: سادهسازی افراطی، اتکا به آمارهای غیرمستند و تحریک احساسات عمومی؛ رویکردی که در رسانهها و شبکههای اجتماعی رواج دارد و به تعمیق شکافها منجر میشود.
– اقتصاد خوب: پذیرش پیچیدگی، پژوهش میدانی و پرهیز از داوریهای شتابزده؛ نگاهی که مهاجرت را پدیدهای چندلایه میداند و آن را به محاسبه ساده سود و زیان تقلیل نمیدهد.
جمعبندی و چشمانداز آینده
نشست با طرح پرسشی کلیدی پایان یافت: با توجه به روند پیری جمعیت ایران و جوانی جمعیت افغانستان، آیا ایران میخواهد در دام سیاستهای احساسی و «اقتصاد دستمال کاغذی» باقی بماند، یا میتواند با اقتباس از درسهای تاریخی و رویکردهای علمی، استراتژی سیستماتیک و سودمند برای همزیستی و همکاری در قرن پیشرو طراحی کند؟