به گزارش خبرگزاری مهاجر ، حبیب عبادی، یکی از اساتید دانشکده شرعیات دانشگاه تخار، با انتشار یادداشتی در صفحه فیسبوک خود اعلام کرد که او و تعدادی از همکارانش از سوی وزارت تحصیلات عالی طالبان برکنار شدهاند. وی دلیل این اخراج را «بیسوادی و کمظرفیتی» مقامات طالبان توصیف کرد و نوشت: «دانش جرم نباشد و ظرفیت به سکوت معنا نشود.»
به گفته عبادی، در نظام کنونی طالبان، معیار سنجش ظرفیت اساتید و دانشجویان تنها «اطاعت» از دستورات حکومت است و دانش و تخصص علمی به حاشیه رانده شده. او تأکید کرد که دانشگاهها دیگر مراکز تولید علم نیستند، بلکه به میدان امتحان وفاداری سیاسی تبدیل شدهاند.
این برکناریها محدود به دانشگاه تخار نیست. پیش از این، شفیقالله شفق، استاد پیشین دانشگاه بلخ، از اخراج دستکم ۳۳ استاد در ولایات شمالی مانند بلخ، فاریاب، تخار، بغلان و سمنگان خبر داده بود. گزارشهای جدیدتر نشان میدهد که تعداد اخراجشدگان در سطح کشور بسیار بیشتر است؛ برخی منابع از برکناری بیش از ۷۰ تا ۸۶ استاد در دانشگاههای مختلف سخن میگویند. این اقدامات عمدتاً به دلیل اختلاف نظر اساتید با سیاستها و ایدئولوژی طالبان صورت گرفته و جای آنها را افراد همسو با دیدگاه این گروه گرفته است.
حذف سیستماتیک نخبگان علمی و جایگزینی تخصص با ایدئولوژی
آگاهان امور آموزشی و سیاسی معتقدند طالبان با این سیاست، بهدنبال جایگزینی تخصص و دانش با ایدئولوژی افراطی خود هستند. دانشگاهها که باید کانون تولید علم و پژوهش باشند، به ابزار ترویج تفکرات طالبان تبدیل شدهاند. کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این روند منجر به کاهش شدید کیفیت آموزش عالی در افغانستان و آسیب جدی به جایگاه علمی کشور در سطح جهانی خواهد شد.
فارسیستیزی در نظام آموزشی طالبان
یکی از جنبههای نگرانکننده سیاستهای طالبان، فشار بر زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی و علمی افغانستان است. حذف واژههای فارسی مانند «دانشگاه» از تابلوهای ورودی دانشگاهها، کاهش واحدهای درسی ادبیات فارسی و تلاش برای ترویج زبان پشتو بهجای آن، نمونههایی از این فارسیستیزی سیستماتیک است. این سیاستها نهتنها زبان فارسی را تضعیف میکند، بلکه به هویت فرهنگی و علمی مردم افغانستان آسیب میرساند.
اعطای مدارک تحصیلی بدون پشتوانه علمی
همزمان با اخراج اساتید متخصص، گزارشهایی از اعطای مدارک تحصیلی به اعضای طالبان و فرماندهان بدون گذراندن مراحل آموزشی معتبر وجود دارد. این اقدام، کیفیت کلی نظام آموزشی را بیش از پیش زیر سؤال برده و نشاندهنده اولویت وفاداری سیاسی بر دانش و تخصص است.
آینده دانشگاههای افغانستان در سایه این سیاستها تیره بهنظر میرسد. حذف نخبگان علمی، فشار بر زبان فارسی و تمرکز بر ایدئولوژی بهجای علم، بخش بزرگی از جامعه دانشگاهی و نخبگان کشور را با احساس ناامنی روبهرو کرده است. این روند نهتنها آموزش عالی را تهدید میکند، بلکه آینده توسعه علمی و فرهنگی افغانستان را نیز به مخاطره انداخته است.