به گزارش خبرگزاری مهاجر ، سید روحالله حسینی ظهر چهارشنبه (۶ اسفند/حوت ۱۴۰۴) در این نشست که به میزبانی نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خراسان رضوی و با حضور نخبگان افغانستانی و مسئولان ایرانی در مشهد برگزار شد، گفت: انقلاب اسلامی اساساً یک انقلاب فرهنگی بود و فرهنگ نباید در حاشیه سیاست و اقتصاد قرار گیرد؛ بلکه اقتصاد و سیاست باید ذیل فرهنگ تعریف شوند.
او با اشاره به بیش از ۴۰ سال روابط دو کشور افزود: پیوندهای عمیق فرهنگی ایران و افغانستان وجود دارد، اما روابط عمدتاً بر پایه سیاست، امنیت و تا حدی اقتصاد شکل گرفته و «فرهنگ معطل مانده است».
نگرانیهای حاکمیت افغانستان و ضعف شناخت ایران
حسینی به نگرانی حاکمیت کنونی افغانستان (طالبان) اشاره کرد که معتقدند ایران ممکن است زیر پوشش فرهنگ، اهداف دیگری پیگیری کند؛ این مسئله اعتمادسازی کامل را مانع شده، هرچند اقداماتی انجام شده است.
وی همزمان انتقاد کرد که ایرانیها با وجود ادعای شناخت از افغانستان، «کمترین شناخت» را دارند؛ هم اهمیت کمتری میدهند و هم اطلاعات دقیق و بهروز ندارند. تحلیلها اغلب بر پایه دادههای دهههای گذشته استوار است، در حالی که «دوره جمهوریت تمام شده» و افغانستان به آن بازنمیگردد.
او حجم تبادلات اقتصادی را مثال زد: تبادلات ایران-افغانستان بیشتر از کل اتحادیه اروپا با ایران است، اما این آمار شکننده و کوتاهمدت است.
نقد نگاه «برادر بزرگتر» و دقت در واژگان
رایزن فرهنگی ایران گفت: در افغانستان نوعی نگاه شکل گرفته که ایران نقش «برادر بزرگتر» را دارد؛ این ادبیات غلط است. «افغانستان مال ما نیست؛ افغانستان از ماست و ما هم از افغانستان هستیم». او بر حذف ادبیات مالکیت و دقت در کلمات تأکید کرد، زیرا برخی واژهها بار مثبت یا منفی سنگینی دارند و گفتوگو با افغانستانیها گاهی سختتر از کشورهای دیگر است.
همسرنوشتی فرهنگی در نظم نوین؛ سالهای پرتحول پیش رو
حسینی عنوان سخنرانی خود را «همسرنوشتی فرهنگی در هندسه نظم نوین منطقهای» معرفی کرد و پیشبینی کرد سالهای آینده غرب آسیا پرحادثه خواهد بود. با وجود اشتراکات کمنظیر میان بیش از ۲۰۰ کشور جهان، تعاملات ایران و افغانستان کمترین سطح را دارد و اختلاف دیدگاهها فرصتسوزی ایجاد کرده است.
او مرز نزدیک به هزار کیلومتری را یادآور شد و پرسید: استانهای مرزی ایران و مقابل آن در افغانستان تا چه حد تعامل و اختیار فرهنگی دارند؟
ریشههای همسرنوشتی: میراث تمدنی، زبان فارسی، اشتراکات دینی
حسینی سه محور اصلی را برشمرد:
۱. میراث مشترک تمدنی (خراسان بزرگ، شخصیتهایی چون مولانا، ابنسینا، بیرونی، رابعه بلخی، سنایی، خواجه عبدالله انصاری): جدایی دو کشور هر دو را آسیبپذیر میکند.
۲. زبان فارسی: نگرانیها درباره تضعیف فارسی در افغانستان تا حدی افراطی است. پشتو یارای تقابل با فارسی را ندارد و فارسی پشتوانه آن است. ایران کمبود متخصص پشتو را دارد و باید حداقل ۱۰۰ متخصص داشته باشد.
۳. اشتراکات دینی و آیینی: حافظه تاریخی مشترک؛ ورود به هرات مانند مشهد چند سال پیش، و شباهتهای مزار و غزنه با شهرهای ایران.
فرصتهای فرهنگی: گردشگری، تولید مشترک، شخصیتهای مشترک
او امنیت نسبی فعلی افغانستان را کمنظیر در ۵۰ سال اخیر دانست و گفت گردشگری زیارتی و فرهنگی (حتی برای زنان ایرانی از اسلامقلعه تا مزار و غزنی) ممکن است. طالبان به ارزآوری نیاز دارد و ایران میتواند تورهای فرهنگی فعال کند.
چالشها: جایگاه ضعیف فرهنگ، رسانههای رقیب، مهاجران
حسینی فرهنگ را در سیاست خارجی دو کشور کمرنگ دانست؛ حوصله میوه بلندمدت فرهنگی را نداریم، در حالی که اقتصاد بیلان فوری دارد.
او به رسانههایی چون ایران اینترنشنال و افغانستان اینترنشنال اشاره کرد که سیاهنمایی میکنند و ایران روایت اول ندارد. سواد رسانهای در افغانستان ضعیف است.
حضور میلیونها مهاجر افغانستانی در ایران فرصت بود اما به چالش تبدیل شده؛ تصویرسازی رسانهای و بلاتکلیفی فرصتسوزی ایجاد کرده است.
پیشنهادها: گامهای کوتاهمدت تا بلندمدت
- کوتاهمدت: تبادل دانشگاهی، تولید مشترک رسانهای/هنری آهسته، گردشگری زیارتی/فرهنگی، همکاری نشر کتاب.
- تأکید بر حضور افغانستانیها در نشستها، کارشناسان بهروز، و دیپلماسی مردمی، نخبگان، مهاجران و شبکههای اجتماعی.
او تجربه سفر وزیر تحصیلات عالی طالبان به ایران را مثال زد که دیدگاه افغانستانی را ۱۸۰ درجه تغییر داد.
در پایان تأکید کرد: فرهنگ چالشبرانگیز است، اما اگر درست فهمیده شود، بیشترین دستاورد بلندمدت را دارد.