به گزارش خبرگزاری مهاجر ، سمیع مهدی در این یادداشت که به مناسبت زادروز سایه منتشر شده، روایت میکند چگونه از دوران نوجوانی با شعر هوشنگ ابتهاج آشنا شد و پس از حافظ، کمتر شاعری تا این اندازه او را شیفته خود کرده است.
به گفته او، شعر سایه سرشار از رمز و راز، درد و معنای عمیق است؛ چنانکه احساس میشود شاعر بسیار بیش از آنچه بر زبان آورده، حرف برای گفتن داشته است.
نگاه سایه به محدودیت واژهها و راز ماندگاری شعرش
سمیع مهدی در بخشی از نوشتهاش به دیدگاه ابتهاج درباره مصاحبهها و بیان درونی اشاره میکند. سایه باور داشت حتی در موفقترین شعرهایش، شاید تنها ۲۰ درصد از آنچه در دل داشت را توانسته بیان کند.
او واژهها را قراردادهای زبانی برای امور بیرونی میدانست و معتقد بود انتقال کامل حالات درونی انسان فراتر از توان زبان است؛ از این رو شاعر ناگزیر برای بیان «معنا» از «مثال»های جهان بیرون وام میگیرد.
منتقدان ادبی تأکید دارند همین نگاه به سکوتها و ناگفتهها یکی از رازهای اصلی ماندگاری و تأثیرگذاری عمیق شعر سایه است؛ شعری که در شرایط سخت اجتماعی و تاریخی، با مخاطب همدردی بیشتری ایجاد میکند.
پیوند عمیق سایه با افغانستان؛ فراتر از مرزهای جغرافیایی
هرچند هوشنگ ابتهاج هیچگاه حضور رسمی یا طولانی در افغانستان نداشت، اما شعر او از دههها پیش در محافل ادبی کابل، هرات و دیگر شهرها خوانده میشد.
در سالهای جنگ، مهاجرت و سختی، اشعار سایه میان افغانستانیهای مقیم ایران جایگاه ویژهای یافت. مضامین درد، حسرت، امید و ایستادگی در شعر او با تجربه زیسته مردم افغانستان همخوانی عمیقی داشت.
بخش مهمی از این پیوند از طریق موسیقی شکل گرفت:
- همکاری سایه با استادان بزرگی چون محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی باعث شد تصنیفها و آوازهای ماندگار او در افغانستان نیز شنیده شود.
- برخی خوانندگان افغانستانی نیز از اشعار او در آثار خود استفاده کردهاند؛ از جمله داوود سرخوش که در آلبوم معروف خود یکی از شعرهای سایه را بازخوانی کرده است:
در این سرای بیکسی، کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگرنه بر درخت تر، کسی تبر نمیزند
میراث مشترک زبان پارسی؛ سایه در قلب ادب دوستان افغان
یادداشت سمیع مهدی و واکنشهای دیگر فرهنگیان افغانستانی نشان میدهد که برای بسیاری در افغانستان، هوشنگ ابتهاج صرفاً یک شاعر ایرانی نیست؛ بلکه بخشی از میراث مشترک زبان پارسی است؛ زبانی که مرزهای سیاسی را درمینوردد و حافظه فرهنگی مشترکی را زنده نگه میدارد.
اکنون در سالروز تولد سایه، نام او بار دیگر در شبکههای اجتماعی و محافل ادبی افغانستان طنینانداز شده است. شاعری که خود میگفت شاید نتوانسته همه آنچه میخواست بگوید را بیان کند، اما همان بخش گفتهشده، برای نسلهای مختلف در ایران، افغانستان و سراسر گستره زبان پارسی الهامبخش و جاودانه مانده است.