جمعه 15 حمل 1404 برابر با Friday, 4 April , 2025

حرمت عشق

از دو چشمت که گود افتاده
قصه ی درد و رنج مشهود است
مثل تاریخ پنج‌شیری که
آسمانش غبارآلود است

نفست گرم ،مثل تابستان
خنده‌ات سبز چون بهاران است
ماه،در وصف روی تو گفته؛
این پسر ،عین شاه مسعود است

وارث ابر و باد و دریاها
زیر پا قالی سلیمانی
میشود از صدای تو فهمید
نَسَبَت از تبار داود است

قلب یاقوت تو بداخشان و
جنس چشمت ،زمردی سبز است
اثر خنده‌های دلچسبت
عین تسبیح شاه‌مقصود‌ است

روبروی گلوله‌ها با شوق
جان به کف ایستاده‌ای مغرور
با رشادت نجاتمان داده
عشق،هرجا که عقل محدود است

با همان لحن مهربان خودت
یاد من هست این کلامت را
آخر قصه ی زمین این است
حق بجا هست و ظلم نابود است

احد متقیان

لینک کوتاه: https://mohajer.news/?p=210
Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از


۰ نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
آخرین دیدگاه ها
پر بازدیدترین ها
۰
دیدگاه شما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x