هنوز ملیتت مبهم است همسایه
هجوم حادثه ها با هم است همسایه صبور باش زمان مرهم است همسایه نخواه جای تو باشم زمان دلتنگی مگر که در به دری خود
هجوم حادثه ها با هم است همسایه صبور باش زمان مرهم است همسایه نخواه جای تو باشم زمان دلتنگی مگر که در به دری خود
دیریست که در خانه، نشان از پدری نیست یا یک رگِ جوشانِ پدر، در پسری نیست این رسمِ کهن، تابِ حضور تو ندارد وین خانه
وقتی جهان برای شکوهت محقر است وقتی قصیده در خم بغضت مکدر است وقتی جهان رسیده به تمجید طالبان طوق طلای اسب تو بر گردن
بیا که بارِ دیگر «ریز و چاک چاک» شوی به گوشه گوشه پنجشیر زیر خاک شوی.. بیا که هر یکی از ظلمِ تو جگر خون
مسلمانی اگر این است، ذوق کافری بهتر به انکار خدا، “اقرار با لفظ دری“ بهتر چه در یابند از آیات رحمت این تبهکاران جزای مردگان
دندان نیش ، خنده ی چرکین ، گُرازها ابلیسهای نحس ، محاسن دراز ها تلفیقی از شریعت و سنت ، ریا و جهل محصول وعظ
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به خبرگزاری مهاجر میباشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع است.
طراحی و پشتیبانی گروه نرم افزاری رسانه