به گزارش خبرگزاری مهاجر ، به مناسبت روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه)، نجیب بارور، شاعر برجسته افغانستانی، در گفتوگویی اختصاصی بر جایگاه ویژه و بنیادین زبان فارسی در افغانستان تأکید کرد و آن را «هم زبان مادری و هم زبان مادر» جامعه افغانستانی دانست.
زبان فارسی؛ زبان مادر و زبان مادری در افغانستان
بارور توضیح داد:
«زبان فارسی در افغانستان هم زبان محاوره روزمره و اجتماعی است، هم ابزار ارتباط بینقومی و هم زبان اصلی منابع دانشگاهی و علمی. به همین دلیل، فارسی در افغانستان فراتر از یک زبان قومی، زبان مادر به شمار میرود.»
او افزود:
«نمیتوان زبان فارسی را با زبانهای محلی کوچک مقایسه کرد؛ این نه از روی خودبرتربینی، بلکه واقعیتی تاریخی و عینی است. فارسی زبانی با تاریخ هزاران ساله و گستره وسیع فرهنگی است.»
به گفته این شاعر، حتی اگر فارسی زبان مادری مستقیم برخی اقوام مانند پشتونها یا ازبکها نباشد، زبان مادر آنهاست؛ زیرا بسیاری از زبانهای محلی افغانستان تحت تأثیر عمیق فارسی شکل گرفته و رشد کردهاند و وامواژههای فراوانی از آن گرفتهاند.
او تفاوت دو مفهوم را روشن کرد:
زبان مادری: زبانی که کودک از محیط اطراف خود میآموزد.
زبان مادر: زبانی که برای اکثریت مردم یک کشور قابلفهم است و نقش پیونددهنده دارد.
به این معنا، فارسی در افغانستان زبان مادر است؛ زیرا اکثریت مردم آن را درک میکنند و با آن ارتباط برقرار میکنند.
ریشههای تاریخی فارسیستیزی در افغانستان
بارور با اشاره به سابقه طولانی هجمهها علیه زبان فارسی گفت:
«از گذشته تاکنون حکومتهای مختلف در افغانستان تلاش کردهاند زبان فارسی را محدود کنند، اما این تلاشها موفق نبوده است. فارسی ریشه عمیق تاریخی دارد، تولیدات ادبی و فرهنگی عظیمی خلق کرده و خود حافظ خویش است.»
او تأکید کرد که فارسی پس از زبان عربی، بیشترین نقش را در گسترش اسلام ایفا کرده و زبان بسیاری از عالمان، شاعران و نویسندگان بزرگ بوده است. این زبان از تهاجمات بزرگتر نیز جان سالم به در برده و همچنان پایدار خواهد ماند.
با این حال، ساختار سیاسی در افغانستان هیچگاه به گسترش و حمایت رسمی از فارسی علاقه نشان نداده و محدودیتهای اعمالشده، امکان بزرگداشت شایسته روز جهانی زبان مادری را از مردم گرفته است.
آیا واقعاً «تنوع زبانی» در افغانستان وجود دارد؟
نجیب بارور مفهوم «تنوع زبانی» را که گاهی مطرح میشود، به چالش کشید:
«تنوع زبانی به معنایی که در برخی کشورها وجود دارد (چند زبان اصلی که هرکدام بخش بزرگی از جامعه به آن صحبت میکند)، در افغانستان واقعیت ندارد. فارسی زبان مشترک جامعه، دانشگاه، مدرسه و شهر است؛ همانگونه که در ایران زبانهای محلی مانند کردی و ترکی آذربایجانی وجود دارد، اما زبان مشترک فارسی است.»
او انتقاد کرد که به بهانه تنوع زبانی، تابلوهای رسمی چندزبانه شدهاند، در حالی که همه مردم (حتی پشتوزبانان) فارسی را میفهمند، اما درک پشتو بسیار محدودتر است. این اقدام را نوعی تعصب زبانی علیه فارسی دانست.
بارور تصریح کرد:
«من طرفدار تقویت زبان پشتو هستم، اما نه به قیمت جایگزینی یا تضعیف فارسی. فارسی ظرفیت زبان جامعه، علم و آموزش را دارد، اما پشتو چنین ظرفیتی ندارد.»
او یادآور شد که زبانهایی مانند اردو در شبهقاره و پشتو نیز بخش عمده واژگان خود را از فارسی وام گرفتهاند و در گستره فرهنگی ایرانشهر یا خراسان بزرگ، فارسی زبان مادر است.
نقش بیبدیل شعر در فرهنگ فارسیزبانان
این شاعر افغانستانی شعر را شاخصه اصلی فرهنگ فارسیزبانان دانست:
«شعر در مساجد، مجالس سیاسی، جشنها و حتی زندگی خصوصی حضور دارد. ما با شعر تاریخ، سیاست، عرفان و شادی خود را بیان کردهایم. شاهنامه فردوسی تاریخ منظوم ماست؛ اشعار مولوی و سنایی عرفان ما را شکل دادهاند.»
چرا برخی از زبان فارسی هراس دارند؟
بارور عوامل تضعیف فارسی را مهاجرت اجباری و کوچ مردم افغانستان به کشورهای دیگر (مانند ایران) دانست که باعث کاهش گویشوران در داخل کشور میشود.
او همچنین از نهادهای بینالمللی انتقاد کرد و گفت:
«نهادهایی مانند سازمان ملل بیشتر در خدمت قدرتهای بزرگ هستند و برای حفظ و ترویج زبان فارسی کاری نمیکنند.»
به باور او، غرب، روسیه و برخی کشورهای ترکزبان از زبان فارسی هراس دارند؛ زیرا فارسی با تولیدات فرهنگی غنی خود، توانایی جذب دیگر فرهنگها را دارد. او به مثالهایی مانند عدم پشتیبانی اولیه برخی دستگاهها (مانند گوشیهای اپل) از زبان فارسی اشاره کرد که تنها پس از دیدن منفعت مالی اضافه شد.
زبان فارسی در افغانستان نه تنها میراث فرهنگی، بلکه ستون هویت مشترک، ابزار ارتباط و حامل تمدن هزاران ساله است که با وجود چالشها همچنان زنده و پویا باقی مانده است.