چهارشنبه 12 حمل 1405 برابر با Tuesday, 31 March , 2026

رهبر شهید انقلاب اسلامی و مسئله مهاجرین افغانستانی

نگاه عمیق رهبر فقید انقلاب اسلامی به موضوع مهاجرین افغانستانی، برخاسته از عمق رویکرد فرهنگی-تمدنی ایشان ناظر بر ریشه‌های مشترک ایران و افغانستان است که خود بهترین بستر و زمینه برای تقویت و گسترش تعاملات و ارتباطات دو کشور نیز می‌باشد.
رهبر شهید انقلاب اسلامی و مسئله مهاجرین افغانستانی

مسئلهٔ حضور مهاجران افغانستانی در ایران، به‌ویژه در چند سال اخیر، اغلب در قالب اعداد و آمار و گزارش‌های دولتی تقلیل یافته است؛ اما این نگاه، عمق و پیچیدگی این مسئله را به‌عنوان یکی از واقعیت‌های مهم اجتماعی-فرهنگی جامعهٔ ایران نادیده می‌گیرد.

در این میان، نقش و رویکرد رهبر فقید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (ره)، در شکل‌دهی به سیاست‌ها و نگرش‌های کشور نسبت به این مسئله، از اهمیت بسزایی برخوردار است.

این یادداشت، به پاسداشت آن رهبر حکیم و فرزانه و با تکیه بر بیانات و مواضع معظم‌له، به تبیین نگاه و رویکرد ایشان نسبت به مهاجران افغانستانی می‌پردازد؛ رویکردی که نه تنها در سیاست‌های رسمی کشور بازتاب یافته، بلکه در عمق باورها و ارزش‌های رهبر فقید نیز ریشه دارد؛ ارزش‌هایی که بر کرامت انسانی، هم‌زبانی، هم‌فرهنگی و مسئولیت اخلاقی در قبال همسایگان تأکید دارد.

الف) ریشه‌های تاریخی

آیت‌الله خامنه‌ای از کودکی در مشهد — شهری که همواره پناهگاهی برای مهاجران افغانستانی بوده — زندگی می‌کردند. این نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی، فرصتی فراهم می‌آورد تا ایشان از نزدیک با دغدغه‌ها، آرزوها و امیدهای مهاجران افغانستانی در ایران آشنا شوند.

حضور طلاب افغانستانی در حوزه‌های علمیهٔ مشهد، آن هم در فضای سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها یک پدیدهٔ فرهنگی، بلکه بستری برای تبادل اندیشه و شکل‌گیری ارتباطات عمیق بود. اشاره به «جلسات درسی مخفیانه» با طلاب افغانستانی در کتاب «خون دلی که لعل شد»، سندی بر اهمیت این ارتباطات در شکل‌گیری نگرش رهبری است؛ ارتباطی که فراتر از یک آشنایی ساده، ریشه در هم‌دلی و درک متقابل داشت و درک عمیقی از تاریخ مشترک و پیوندهای فرهنگی و مذهبی دو ملت را به همراه داشت.

در فصل دوازدهم کتاب «خون دلی که لعل شد» با عنوان «سلول شمارهٔ ۱۴»، آیت‌الله خامنه‌ای به بازگویی خاطرات پنجمین بار دستگیری خود در مهر ۱۳۵۰ می‌پردازند. این دوره از زندان، به بیان خودشان، از سخت‌ترین دوره‌های بازداشت ایشان از نظر شکنجه و فشارهای روحی توسط ساواک بوده است. در صفحات آغازین این فصل، میان تأملات ایشان دربارهٔ انگیزه‌های احتمالی این دستگیری و زندانی‌شدن، به یاد جلسات مخفیانهٔ درسی خود می‌افتند و چنین می‌گویند:

«وقتی نماز را به اتمام رساندم، به خود بازآمدم و به اندیشه‌ای عمیق فرو رفتم: چرا مرا بازداشت کرده‌اند؟ انگیزه‌های بسیاری برای زندانی‌کردنم وجود داشت؛ اما کدام یک از این‌ها آنها را به دستگیرکردنم واداشته بود؟ چه مسائلی برای آنها کشف شده بود؟ من جلسات مخفیانهٔ بسیاری داشتم؛ جلساتی برای طلاب، که درسی را می‌نوشتم، بعد شرح می‌دادم و به طلاب می‌دادم تا آن را پلی‌کپی کنند. این درس‌ها بر محور مفاهیم انقلابی و جنبشی اسلامی می‌چرخیدند، که ما از آنها اندیشهٔ انقلابی نهضت را برمی‌گرفتیم. در یکی از آن جلسات، شش طلبه شرکت می‌کردند؛ در جلسه‌ای دیگر سه طلبه، و در جلسهٔ سوم یک طلبه؛ این طلبه هم افغانستانی بود که بعدها به دست رژیم کمونیستی افغانستان — که شمار بسیاری از علمای افغانستان را کشت — به شهادت رسید.» (خون دلی که لعل شد، ص ۲۰۷)

رهبر فقید انقلاب در دیدار با رئیس دولت موقّت و رهبران مجاهدین افغانستان که در ۱۱ مهرماه ۱۳۶۸ — اولین سال دورهٔ رهبری‌شان — برگزار شد و هم‌زمان با دومین سمینار بین‌المللی افغانستان در تهران بود، در بخشی از بیانات‌شان دربارهٔ عمق آشنایی و دوستی‌شان با مهاجران افغانستانی مقیم مشهد می‌فرمایند:

«ما از دیرباز دائماً بین مشهد و شهرهای خراسان با افغانستان رفت‌وآمد و بعلاوه با طلاب افغانستانی که همیشه در مشهد بودند و دیگران ارتباط داشته‌ایم و میدانیم مسائل در آنجا چه‌جوری است.» (۱۱/۷/۱۳۶۸)

همچنین در دیداری که با برخی از رهبران گروه‌های جهادی افغانستان در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۶۹ — دومین سال دورهٔ رهبری‌شان — داشته‌اند، در این خصوص فرموده‌اند:

«قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، من با آقایان افغانی‌های مبارز، دوست بودم. وقتی که «ترکی» کودتا کرد، من در ایرانشهر تبعید بودم. ماجرا را شنیدیم، ولی نمی‌دانستیم که چه خبر است؛ چون خبری به ما نرسید. ما فقط فهمیدیم که در افغانستان، حادثه‌ای اتفاق افتاده است. علاقه‌مند شده بودیم که ببینیم در آنجا چه خبر است. یعنی ارتباطات ما با افغانستان، به این شدت بود. البته بعد فهمیدیم که اینها کمونیستند؛ ولی اول روشن نبود. بنابراین، پیوندهای قلبی و عاطفی من با افغانستان و با برادران افغانی، خیلی زیاد است. از قدیم که در مشهد بودم، این ارتباطات را با برادران داشتم.» (۲۹/۸/۱۳۶۹)

از همین‌رو در بخشی از بیانات‌شان در دیدارهای نوروزی سال ۱۳۹۵ در حرم رضوی با اشاره به قدمت ارتباط و شناخت‌شان نسبت به جامعهٔ مهاجر، به نقش مهم مهاجران افغانستانی در طول تاریخ انقلاب اسلامی ایران اشاره کرده‌اند:

«برادران و خواهران عزیز افغانی و خاوری‌های مشهد و خراسان و این‌ها در همه‌ی مراحل انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند؛ هم در خود اصل انقلاب و پیروزی انقلاب، هم در دفاع مقدس و دوران جنگ تحمیلی، هم در همه‌ی حوادث بعدی.» (۸/۱/۱۳۹۵)

ب) نگاه راهبردی به ملت افغانستان

سقوط نظام جمهوری کابل و خروج غیرمسئولانهٔ آمریکا از افغانستان و روی کار آمدن مجدد طالبان در مرداد ۱۴۰۰، بی‌تردید از مهم‌ترین رویدادهای معاصر افغانستان محسوب می‌شود.

در آن مقطع حساس از سیر تحولات افغانستان که گمانه‌زنی‌های بسیاری در خصوص نحوهٔ تعامل با حکومت تازه به قدرت رسیده در افغانستان — هم برای مردم افغانستان و هم برای تمام کشورهای منطقه — مطرح بود، رهبر فقید در نخستین دیدار هیئت دولت سیزدهم فرمودند:

«دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، آن که باقی می‌ماند ملت افغانستان است؛ ما طرف‌دار ملت افغانستان هستیم.» (۶/۶/۱۴۰۰)

این بیان عمیق، صرفاً یک موضع سیاسی نیست، بلکه یک استراتژی بلندمدت برای حمایت از مردم افغانستان، فارغ از هرگونه تغییر در ساختار سیاسی این کشور است. چرا که رهبر فقید با این نگاه، بر اهمیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان تأکید دارند؛ زیرا بی‌ثباتی در افغانستان نه تنها بر خود مردم آن کشور تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند پیامدهای ناگواری برای منطقه و حتی جهان داشته باشد.

شایان توجه است که این نگاه راهبردی معظم‌له تنها مختص به برههٔ حساس تابستان ۱۴۰۰ نیست، بلکه آنچه در آن برهه توسط ایشان بیان و اعلام شده، تداوم نگاه ایشان به صورت یک امر ثابت و اصل اساسی در خصوص تحولات افغانستان و مردم آن است.

این نگاه در سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران نسبت به افغانستان، از جمله حمایت از مهاجران افغانستانی، بازتاب یافته است؛ حمایتی که می‌توان آن را بر اساس یک تعهد اخلاقی-راهبردی استوار دانست.

در مقطع زمانی افغانستان پس از یازده سپتامبر که طالبان دورهٔ اول سقوط کرد و ایالات متحدهٔ آمریکا به بهانهٔ مبارزه با تروریسم وارد افغانستان شد، در آن برههٔ حساس که زمزمه‌های شکل‌گیری نظام جدید پس از کنفرانس بن میان گروه‌های مختلف افغانستانی با دخالت مستقیم آمریکا در جریان بود، نیز رهبر فقید انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعهٔ ۱۶ آذر ۱۳۸۰، اساس را بر محوریت حمایت از مردم افغانستان و مهاجران افغانستانی قرار دادند:

«در مسائل اساسی دنیای اسلام، دو مسئله از همه مهم‌تر است که اتفاقاً هر دو هم در ارتباط نزدیک با ملت ایران و مصالح کشور ماست: یکی مسئلهٔ افغانستان است، دیگری مسئلهٔ فلسطین است. در هر دو جا تهاجمی علیه مردم مسلمان مشاهده می‌شود. مسئلهٔ افغانستان به نحوی به طرف حل پیش رفته است. امیدواریم آنچه خیر و صلاح مردم مسلمان افغانستان است، هرچه زودتر برای آنها پیش آید؛ لیکن در ماه رمضان، این دو ملت مظلوم مورد تهاجم قرار گرفتند. در اوایل ماه رمضان، بمباران‌های آمریکا و انگلیس علیه مردم افغانستان با بیرحمی و شدت تمام ادامه پیدا کرد. به دهان روزه‌دار مردم، به کودکان و زن‌ها و پیرمردها رحمی نکردند؛ غیرنظامی‌ها را مورد تهاجم قرار دادند؛ در مواردی، کارهایی کردند که جزو جنایات جنگی فراموش‌نشدنی است و اینها ثبت خواهد شد… نکتهٔ سوم این است که ما هیچ دخالتی در کارهای افغانستان نمی‌کنیم که چه کسی بیاید، چه کسی نیاید؛ چه کسی در رأس کار باشد، چه کسی نباشد. اما از ملت افغانستان حمایت می‌کنیم؛ همچنان که در بیست‌وچند سال گذشته، دولت و ملت ایران هرچه توانسته‌اند، انصافاً در قبال مردم مسلمان افغانستان کوتاهی نکرده‌اند. این کمک‌رسانی‌ای که در هفتهٔ قبل صورت گرفت، حقیقتاً جای تشکر و سپاس از ملت عزیز ما را دارد و من وظیفهٔ خود می‌دانم از همه کسانی که این کمک‌ها را به مردم افغانستان هدیه کردند؛ کسانی که دست‌اندرکار بودند و کسانی که این فکر را به میان آوردند و مطرح کردند، صمیمانه تشکر کنم. در طول بیست‌ویک دو سال گذشته همین‌طور بوده است. افغان‌ها، چه مردم افغانستان در داخل کشورشان، چه آن‌هایی که در اینجا بودند؛ از سوی دولت و ملت ایران مورد حمایت قرار می‌گرفتند. ما مردم افغانستان را حمایت می‌کنیم. حکومت آن کشور باید مورد قبول مردم افغانستان باشد.» (۱۶/۹/۱۳۸۰)

توجه به ادامهٔ فرمایشات معظم‌له در همین خطبه، از این روی شایان تأمل است که از طرفی حاکی از شناخت عمیق ایشان از مردم افغانستان است و از طرف دیگر نشان می‌دهد پیش‌بینی و اعلام خطر ایشان نسبت به استقرار نظامی وابسته به غرب، بعد از دو دهه آن‌چنان که شاهد بودیم روی داد:

«این نکته را هم عرض کنیم؛ هر حکومتی در افغانستان اگر می‌خواهد این مردم — که کوله‌بار بیست‌وپنج سال مبارزه را بر دوش دارند — او را حمایت کنند، باید دو چیز را مورد توجه قرار دهد: اسلام و استقلال را. مردم افغانستان مسلمان و به پایه‌های اسلامی پایبندند. بنابراین اصول اسلامی برای آنها بسیار مهم است. هر حکومتی که بخواهد برای دلخوشی غربی‌ها و آمریکایی‌ها، اسلام و اسلام‌گرایی را کم‌رنگ کند، بداند که از چشم مردم افغانستان خواهد افتاد. مردم افغانستان، اسلام و استقلال را می‌خواهند. این مردم، مردمی هستند که با نیروی مداخله‌گر خارجی کنار نمی‌آیند. ضربه‌ای که شوروی‌ها در افغانستان خوردند، از کشورهای اروپای شرقی نخورده بودند. در مجارستان و چکسلواکی و لهستان، شبیه قضیهٔ افغانستان اتفاق افتاد — یعنی شوروی در آنجا نیروی نظامی وارد کرد — لیکن هیچ‌کدام از این ملت‌ها که آن روز شوروی سابق، نیروی نظامی وارد کشورشان کرد و آنجا را تصرف نظامی کرد، چنین ضربه‌ای را به شوروی نزده بودند که افغان‌ها زدند. اخیراً هم ملاحظه کردید که افغان‌ها با دست‌های نفوذی و مداخله‌های بعضی از کشورهای مداخله‌گر دیگر هم برخورد خوب و قاطعی کردند و نشان دادند که از مداخلهٔ بیگانگان خوش‌شان نمی‌آید. کسانی که در رأس حکومت قرار خواهند گرفت و بناست ادارهٔ افغانستان را بر عهده گیرند — منهای اینکه چه کسانی هستند و چگونه کشورشان را اداره خواهند کرد — باید اسلام و استقلال را در افغانستان رعایت کنند تا بتوانند ثبات و امنیت را به این کشور برگردانند.» (۱۶/۹/۱۳۸۰)

عمق شناخت رهبر فقید انقلاب اسلامی از مردم افغانستان و مهاجران افغانستانی مقیم ایران در جمله‌ای که معظم‌له در دیدار با اشرف غنی، رئیس‌جمهور اسبق این کشور در سوم فروردین ۱۳۹۴ بیان داشتند، بسیار گویا و روشنگر است:

«البته آمریکایی‌ها و برخی کشورهای منطقه، ظرفیت‌های افغانستان را نمی‌شناسند و موافق همدلی و همکاری‌های دو کشور نیز نیستند، اما ایران، امنیت و پیشرفت همسایهٔ خود افغانستان را، امنیت و پیشرفت خود می‌داند.» (۳۰/۱/۱۳۹۴)

در همین دیدار، رهبر فقید «تهران را خانهٔ دوم افغانستانی‌ها» خواندند و دربارهٔ ظرفیت‌های مهاجران افغانستانی مقیم ایران خطاب به اشرف غنی فرمودند: «مردم افغانستان بسیار با استعداد و هوشمند هستند و این استعداد در کسب دانش، باید به‌درستی به کار گرفته شود، زیرا تحصیل‌کردگان افغانستانی برای بازسازی کشور شما مورد نیاز هستند.» (۳۰/۱/۱۳۹۴)

ج) سرچشمه‌های مشترک

نگاه عمیق رهبر فقید انقلاب اسلامی به موضوع مهاجران افغانستانی، برخاسته از عمق رویکرد فرهنگی-تمدنی ایشان ناظر بر ریشه‌های مشترک ایران و افغانستان است که خود بهترین بستر و زمینه برای تقویت و گسترش تعاملات و ارتباطات دو کشور نیز می‌باشد.

امری که از سوی ایشان فراتر از «خویشاوندی» به «هم‌خانگی» تعبیر شده است. معظم‌له در دیدار گروهی از دیپلمات‌های افغانستانی در چهارم اردیبهشت ۱۳۷۴ در این‌باره چنین تصریح داشته‌اند:

«بالاخره ما با همهٔ کشورهای مسلمان — چه آن‌هایی که همسایهٔ ما هستند، چه آن‌هایی که با ما یک مقدار فاصله دارند و دورند — احساس خویشاوندی می‌کنیم، اما قضیهٔ شما افغان‌ها، قضیهٔ دیگری است؛ بحث خویشاوندی هم نیست، بحث هم‌خانگی است از همه جهت.» (۴/۲/۱۳۷۴)

این ریشه‌های فرهنگی یا به تعبیر رهبر فقید «هم‌خانگی» تنها به بعد دینی متوقف نمی‌شد؛ بلکه تمام مظاهر فرهنگی مشترک همچون نوروز و زبان و ادب فارسی را نیز شامل می‌شود.

به همین سبب در تمامی پیام‌های آغاز سال شمسی و گرامی‌داشت نوروز، معظم‌له در آغاز کلام، ضمن تبریک عید نوروز به ملت ایران، این عید را به تمام کشورهای حوزهٔ تمدنی نوروز نیز تبریک می‌گفتند:

«عید سعید نوروز را به همه ملت عزیز ایران و ایرانیانی که در سراسر جهان زندگی می‌کنند و به ملت‌های فارسی‌زبان مانند ملت افغانستان و تاجیکستان و همچنین به ملت‌هایی که عید نوروز را بزرگ می‌شمارند و گرامی می‌دارند، تبریک عرض می‌کنم. بدین ترتیب، عید نوروز وسیله‌ای برای احساس همبستگی ملت‌های متعددی است که امیدواریم این همبستگی، روز به روز میان ملت‌های برادر و همسایه و مؤمن بیشتر شود.» (۱/۱/۱۳۷۵)

در دیداری که رهبر فقید هجدهم اردیبهشت سال ۱۳۸۶ با رئیس‌جمهور تاجیکستان داشته‌اند، در خصوص این ریشه‌ها و سرچشمه‌های مشترک فرموده‌اند: «همبستگی بیشتر کشورهای فارسی‌زبان عاملی برای تقویت توانایی درونی این کشورها است. ایران، تاجیکستان و افغانستان دارای پیوندهای عمیق فرهنگی و تاریخی هستند. توانایی ذاتی و درونی ملت‌ها عامل اصلی پیشرفت و اقتدار آن‌هاست و همبستگی کشورهایی که از لحاظ دین، فرهنگ و تاریخ و تمدن اشتراکات فراوان دارند، باعث افزایش توانایی درونی آن‌ها خواهد شد.» (۱۸/۲/۱۳۸۶)

علاوه بر این، معظم‌له سهم و نقش تاریخی ویژه‌ای برای افغانستان در تولید، اعتلا و گسترش فرهنگ اسلامی و زبان فارسی قائل بودند: «آن‌قدر که ملت افغانستان در فرهنگ اسلامی حق دارد یعنی کتاب‌های حدیث و تفسیر و فقه و تاریخ و مانند اینها در طول این قرن‌های متمادی از افغان‌ها صادر شده، چند برابر آن مقداری است که کشورهای مغرب اسلامی توانسته‌اند به وجود بیاورند؛ یعنی تولید اسلامی ملت افغانستان یکی از تولیدهای درجهٔ یک محسوب می‌شود که بسیار باارزش است؛ یعنی این ملت در فرهنگ اسلامی و در مواریث اسلامی دارای حق است.» (۱۱/۷/۱۳۶۸)

از همین‌رو شاهدیم که در بسیاری از جلسات رمضانیهٔ دیدار شاعران و اهل فرهنگ در طول سال‌های متمادی، یک یا چند تن از شاعران و نویسندگان مهاجر افغانستانی حضور داشته‌اند و به شعرخوانی پرداخته‌اند.

نمونهٔ بسیار شناخته‌شدهٔ این امر، محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسندهٔ مهاجر افغانستانی است که در بسیاری از سال‌ها با اینکه وقت برنامه و جلسه به اتمام رسیده بود، با اصرار و لطف رهبر فقید، کاظمی شعری از سروده‌هایش را خوانده است.

در دیدار رمضانیهٔ سال ۱۳۹۲ که کاظمی شعر معروف «شمشیر و جغرافیا» را خواند — که محتوای آن جدایی سرزمین‌های وطن فارسی به کوشش بیگانگان است — بعد از خواندن شعر، به صورت ویژه مورد تشویق رهبری قرار گرفتند و معظم‌له فرمودند: «آن چیزی که احیاناً بیشترین امید به آن هست که این مقصود را برآورده کند، همین کاری است که الان شما دارید می‌کنید. یعنی گفتن! گفتن و پراکندن این فکر؛ آن هم در قالب ابیات زیبا و سخن استوار فارسی. آفرین.» (۱/۵/۱۳۹۲)

همچنین در دیدار رمضانیهٔ سال ۱۴۰۳، هنگامی که شعرخوانی یک شاعر مهاجر افغانستانی تمام می‌شود، معظم‌له چنین می‌فرمایند:

«ان‌شاءالله که شعر افغانستان به آن اوجی که در گذشتهٔ نه‌چندان دور ما سراغ داریم برسد. افغانستان محل زبان فارسی است. یکی از اصلی‌ترین مراکز زبان فارسی همین‌جایی است که امروز به آن افغانستان می‌گویند. باید ان‌شاءالله اوج بگیرد.» (۶/۱/۱۴۰۳)

بی‌سبب نیست که در دیدار رمضانیه با دانشجویان، هنگامی که معظم‌له موضوع فعالیت‌های بین‌المللی دانشجویی را از دانشجویان مطالبه می‌کنند، از افغانستان به صورت ویژه در این زمینه نام می‌برند: «اما من روی چند کشور همسایه می‌خواهم تکیه کنم؛ ارتباطاتتان را با گروه‌های دانشجویی عراق، افغانستان، پاکستان هر چه می‌توانید بیشتر تقویت کنید. اینها آمادگی قلبی و روحی‌شان با شماها خیلی زیاد است و ارتباطات را برقرار کنید.» (۶/۲/۱۴۰۱)

د) فرمان تاریخی تحصیل کودکان مهاجر

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که می‌توان با توجه به آن به عمق نگاه رهبر فقید دربارهٔ مهاجران افغانستانی پی برد، فرمان تاریخی ایشان مبنی بر عدم بازماندگی از تحصیل و ثبت‌نام تمامی دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی، اعم از مهاجران قانونی و غیرقانونی است که سال ۱۳۹۴ به صورت رسمی علنی شد.

اهمیت این فرمان فراتر از یک دستور اداری و پیام اخلاقی-انسانی است؛ چرا که از فرامتن این فرمان می‌توان به خط‌مشی معظم‌له در راستای ادغام و ساماندهی مهاجران افغانستانی نیز پی برد که در آن مستتر است.

فرزندان مهاجران افغانستانی قانونی و دارای مدارک شناسایی معتبر با وجود داشتن چالش‌های بسیار، با فراز و فرودهایی هیچ‌گاه از تحصیل محروم نبوده‌اند؛ اما ممنوعیت قانونی ثبت‌نام کودکان مهاجر غیرقانونی تا پیش از صدور این فرمان، همواره یکی از آسیب‌های جدی این کودکان محسوب می‌شده است که یا ناچار به ترک تحصیل و محرومیت تحصیلی می‌انجامید یا اگر به مدارس خودگردان روی می‌آوردند، بعد از چند کلاس درس خواندن در نهایت به ترک تحصیل ختم می‌شد.

این فرمان موجب شد که بخش قابل‌توجهی از مهاجران غیرمجاز و غیرقانونی برای ثبت‌نام فرزندان‌شان «برگهٔ حمایت تحصیلی» دریافت نمایند که خود گونه‌ای غیررسمی، بلکه مقدمه‌ساز زیست رسمی-قانونی این جمعیت محسوب می‌شد.

اهمیت این فرمان به نحوی بوده است که هیچ‌گاه یاد و خاطرهٔ آن از ذهن و دل مهاجران — به‌ویژه خانواده‌های مهاجر غیرقانونی — محو نخواهد شد. انعکاس این فرمان به نحوی بوده است که بسیاری از مقامات دولت وقت و نظام پیشین افغانستان، در پیام و بیانیه‌های‌شان یا در دیدارهای‌شان با مقامات جمهوری اسلامی، مرهون و قدردان لطف ویژهٔ رهبر معظم انقلاب اسلامی در این موضوع مهم بوده‌اند.

دلیل اهمیت دیگر پرداختن به این فرمان تاریخی، این است که در سال‌های اخیر و با شدت و حدت یافتن موج‌های مهاجرهراسی، برخی اصل صحت صدور این فرمان و انتساب آن به رهبر فقید انقلاب را نیز زیر سؤال برده‌اند!

در صورتی که شواهد و قرائن بسیاری در خصوص صدور این فرمان وجود دارد. در سایت دفتر حفظ و نشر رهبر معظم انقلاب در گزارش جلسه و دیداری که عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت افغانستان در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۴ با معظم‌له داشته‌اند، چنین آمده است:

«آقای عبدالله با قدردانی از حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از ملت افغانستان و همچنین دستور اخیر ایشان برای تحصیل دانش‌آموزان افغانستانی، افزود: این حمایت‌های ارزشمند، جایگاه خاص و برجسته‌ای از ایران در میان ملت و دولت افغانستان ایجاد کرده است.» (۱۵/۱۰/۱۳۹۴)

نمونهٔ دیگر آن را می‌توان در فیلم شعرخوانی محمدکاظم کاظمی در دیدار رمضانیهٔ سال ۱۳۹۵ به وضوح مشاهده کرد که علی‌رغم ختم آن جلسه، با اصرار رهبری بنا شد کاظمی شعر بخواند. کاظمی پیش از خوانش شعرش، از فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر تحصیل کودکان مهاجر افغانستانی تشکر و قدردانی می‌کند و شعر معروف «قصهٔ سنگ و خشت» خود را که دربارهٔ کودکان کار مهاجر است می‌خواند که موجب تحسین و همچنین تأثر رهبری واقع می‌شود. (۳۱/۳/۱۳۹۵)

جمع‌بندی

نگاه رهبر فقید انقلاب اسلامی به مسئلهٔ مهاجران افغانستانی، ترکیبی از برادری اسلامی، تعهد تاریخی و سیاست‌گذاری انسانی است که حکایت از شناخت عمیق و تعامل بسیار طولانی آن رهبر شهید با جامعهٔ مهاجران و همچنین نگاه راهبردی ایشان به مردم افغانستان و مسائل افغانستان دارد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی را می‌توان جزو نوادر نخبگان و فرزانگان جهان دیانت و سیاست جهان معاصر دانست که با اشراف کامل به ریشه‌ها و سرچشمه‌های مشترک میان ایران و افغانستان در راستای تقویت و گسترش تعاملات و ارتباطات دو کشور کوشیده‌اند.

ارجاعات:

۱. خامنه‌ای، سید علی. خون دلی که لعل شد. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی، چاپ پنجاه و یکم، زمستان ۱۴۰۳.

۲. تمامی ارجاعات دیگر از بیانات رهبر فقید برگرفته از سایت دفتر حفظ و نشر آیت‌الله خامنه‌ای(ره) به نشانی https://farsi.khamenei.ir بوده است که ارجاع دقیق هر مورد بعد از هر نقل قول لینک شده است.

۱۱/۰۷/۱۳۶۸ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2195

۲۹/۰۸/۱۳۶۹ : https://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=25473

۰۸/۰۱/۱۳۹۵ : https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=33070

۰۶/۰۶/۱۴۰۰ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=48588

۱۶/۰۹/۱۳۸۰ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3096

۳۰/۰۱/۱۳۹۴ : https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=29473

۰۴/۰۲/۱۳۷۴ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=46842

۰۱/۰۱/۱۳۷۵ : https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=2790

۱۸/۰۲/۱۳۸۶ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62177

۱۱/۰۷/۱۳۶۸ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2195

۰۱/۰۵/۱۳۹۲ : https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=23287

۰۶/۰۱/۱۴۰۳ : https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=55860

۰۶/۰۲/۱۴۰۱ : https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=50102

۱۵/۱۰/۱۳۹۴ : https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=31848

۳۱/۰۳/۱۳۹۵ : https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=33555

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
دیدگاه شما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x