به گزارش خبرگزاری مهاجر، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در جدیدترین ارزیابی سالانه خود اعلام کرده است که در بازه زمانی سال گذشته میلادی، حدود ۲.۹ میلیون اتباع افغانستانی از کشورهای همسایه به افغانستان بازگشته یا به اجبار بازگردانده شدهاند. این رقم، یکی از بزرگترین موجهای جابهجایی جمعیت در تاریخ معاصر این کشور محسوب میشود که همزمان با روز جهانی پناهندگان (۲۰ ژوئن) منتشر شده است.
بر اساس این گزارش، بخش قابلتوجهی از بازگشتکنندگان، افرادی هستند که دههها در خارج از افغانستان اقامت داشته یا حتی در کشورهای میزبان متولد شدهاند. این جابهجایی ناگهانی با پیامدهایی چون از دست دادن داراییها، گسست خانوادهها، بحرانهای روحی و عدم دسترسی به حداقلهای معیشتی در بدو ورود همراه بوده است.
دکترین اخراج اجباری اسلامآباد؛ اهرم فشار علیه کابل
بررسی آمارهای سازمان ملل نشان میدهد که دولت پاکستان از اسفندماه سال گذشته، با ازسرگیری فازهای جدید «طرح بازگرداندن اتباع غیرقانونی (IFRP)»، فشار بر مهاجران افغانستانی را به شدت افزایش داده است. این طرح که ابتدا دارندگان کارت شهروندی افغانستان (ACC) و سپس دارندگان کارتهای ثبتنام پناهندگی (PoR) را هدف قرار داد، تنها از ابتدای سال جاری تاکنون منجر به اخراج نزدیک به یک میلیون افغانستانی از پاکستان شده است.
ناظران بینالمللی تأکید دارند که پیادهسازی این سیاست، افزون بر ایجاد بحران روانی گسترده، به افزایش نرخ کار کودکان، محرومیت از خدمات اولیه بهداشتی و آموزشی و فروپاشی شبکههای حمایتی انجامیده است. این اقدام اسلامآباد در بستر تنشهای سیاسی و درگیریهای نظامی میان ارتش پاکستان و نیروهای طالبان در امتداد خط دیورند قابل تحلیل است؛ جایی که پاکستان بارها با استفاده از اهرم اخراج مهاجران، تلاش کرده است فشار سیاسی و امنیتی بر کابل را افزایش دهد.
بازآرایی مرزی ایران؛ واقعیتهای بازگشت داوطلبانه و ضرورتهای ملی
در مرزهای غربی، جمهوری اسلامی ایران که طی چهار دهه گذشته بیشترین جمعیت پناهجوی افغانستانی را میزبانی کرده است، از اواسط سال گذشته میلادی با بازآرایی سیاستهای نظارتی و امنیتی خود، شدت بازگشتهای روزانه از مرزهای شرقی را افزایش داده است. این روند که در مقاطعی از تابستان گذشته شتاب بیشتری گرفت، بازتابی از اشباع ظرفیتهای زیستی، تغییر موازنههای ژئوپلیتیک منطقهای و همچنین قاطعیت تهران در ساماندهی مرزها و مدیریت اتباع غیرمجاز بوده است.
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که با وجود فراهمسازی بسترهای آموزشی و بهداشتی برای پناهجویان توسط ایران، عدم ایفای تعهدات مالی از سوی نهادهای بینالمللی و فشار بر زیرساختهای داخلی، بازتنظیم سیاستهای اقامتی را به یک ضرورت ملی برای تهران تبدیل کرده است. با این حال، بسیاری از بازگشتکنندگان از خاک ایران، برخلاف موارد اخراج از پاکستان، بازگشتهایی داوطلبانه یا نیمهداوطلبانه بوده که از دغدغههای اقتصادی و نبود چشمانداز شغلی در کشور میزبان نشئت میگیرد.
کابل در بنبست؛ ناتوانی طالبان در پذیرش و ادغام مجدد
مجموع دادههای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اثبات میکند که گسیل همزمان میلیونها پناهجو از شرق و غرب، دولت طالبان را با یک بحران حاکمیتی تمامعیار مواجه کرده است. در حال حاضر، شهرهای بزرگ افغانستان، به ویژه کابل، با ابرچالشهایی نظیر فقر مفرط، کمبود سرپناه استاندارد، نرخ بیکاری صعودی، کاهش شدید سفرههای آب زیرزمینی و فشار مضاعف بر خدمات عمومی روبهرو هستند.
کارشناسان مهاجرت تأکید میکنند که تا زمانی که وزارت مهاجرین و عودتکنندگان طالبان نتواند با اتکا به یک برنامه اقتصادی شفاف، همکاری مؤثر با نهادهای بینالمللی و ایجاد بسترهای اشتغال و اسکان پایدار، این سیل جمعیتی را مدیریت کند، موج بازگشتها نه تنها فرصتی برای توسعه نخواهد بود، بلکه به عنوان یک «انبار باروت اجتماعی»، ثبات داخلی افغانستان را تهدید کرده و زمینهساز مهاجرتهای مجدد و قاچاق سازمانیافته نیروی کار به خارج از مرزها خواهد شد.