سه‌شنبه 8 ثور 1405 برابر با Tuesday, 28 April , 2026

کاظمی: قوم‌گرایی میراث ویرانگر عبدالرحمان خان است؛ نقد باید متوجه افراد باشد نه اقوام

محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر شناخته‌شده افغانستانی، با نقد تداوم قوم‌گرایی در تاریخ و سیاست افغانستان، تأکید می‌کند که قضاوت‌های قومی نه‌تنها ناعادلانه‌اند، بلکه مانع فهم درست تاریخ و بازتولیدکننده چرخه‌های تبعیض و خشونت هستند. او با اشاره به نقش عبدالرحمان خان در نهادینه‌سازی تبعیض، خواستار انتقال نقدها از سطح قوم به سطح فرد می‌شود.
کاظمی: قوم‌گرایی میراث ویرانگر عبدالرحمان خان است؛ نقد باید متوجه افراد باشد نه اقوام

به گزارش خبرگزاری مهاجر، محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر برجسته افغانستانی، در یادداشتی تحلیلی با اشاره به مباحث اخیر پیرامون مرزهای افغانستان و نقش شخصیت‌هایی چون عبدالرحمان خان، بر ضرورت پرهیز از قضاوت‌های قوم‌محور تأکید کرده است. به باور او، تعمیم‌دادن ویژگی‌های یک فرد به یک قوم، نوعی بی‌عدالتی در حق کسانی است که هیچ نقشی در آن رفتارها نداشته‌اند.

کاظمی می‌نویسد که تجربه تاریخی مردم افغانستان نشان داده است که برچسب‌زدن‌های قومی—از «افغانی» و «پشتون» گرفته تا «هزاره»، «تاجیک»، «شیعه»، «سنی»، «فارسی‌زبان» و «پشتوزبان»—همواره به سوءتفاهم، دشمنی و خشونت دامن زده است. او تأکید می‌کند که نقد باید متوجه افراد باشد، نه اقوام؛ زیرا تنها در این صورت می‌توان فضایل و رذایل را به‌درستی شناخت و از تکرار خطاهای تاریخی جلوگیری کرد.

وی در بخش دیگری از یادداشت خود، با بررسی کارنامه عبدالرحمان خان، او را شخصیتی دارای فضایل و رذایل می‌داند، اما معتقد است که کفه رذایل او به‌مراتب سنگین‌تر است. به گفته کاظمی، دوره حکومت عبدالرحمان خان سرشار از استبداد، شکنجه، جنگ داخلی، توقف توسعه و مهم‌تر از همه تحکیم سیستماتیک تبعیض قومی بوده است. او می‌افزاید که اگرچه پیش از عبدالرحمان نیز تبعیض‌های طایفه‌ای وجود داشته، اما این حاکم بود که آن تبعیض‌ها را به شکلی ساختاری و نهادینه در دستگاه حکومتی تثبیت کرد.

کاظمی هشدار می‌دهد که وقتی بحث‌ها رنگ قومی به خود می‌گیرد، بسیاری از افراد صرفاً به دلیل هم‌تبار بودن با یک شخصیت تاریخی، به دفاع از او می‌پردازند و این امر موجب تحریف حقیقت می‌شود. او می‌نویسد که برخی، عبدالرحمان خان را به‌عنوان «امیر آهنین» می‌ستایند، در حالی که کارنامه او مملو از ستم، کشتار، کوچ اجباری و نقض گسترده حقوق انسانی است.

این پژوهشگر در ادامه می‌پرسد: «آیا شکل‌دادن افغانستان کنونی، هنگامی که با ظلم گسترده همراه بوده، می‌تواند فضیلتی تاریخی محسوب شود؟» او با اشاره به مهاجرت‌های گسترده هزاره‌ها و مردم شمال در دوره عبدالرحمان، تأکید می‌کند که کشوری که بخش بزرگی از مردمش از آن می‌گریزند، نمی‌تواند محصول یک «کشورسازی موفق» باشد.

کاظمی همچنین یادآور می‌شود که کاهش یا افزایش مرزهای جغرافیایی به‌خودی‌خود نه فضیلت است و نه رذیلت؛ آنچه اهمیت دارد شیوه حکومت‌داری و مناسبات انسانی میان دولت و مردم است. او معتقد است که تنها با تمرکز بر عدالت، مردم‌داری، توسعه، رواداری و فرهنگ‌پروری می‌توان آینده‌ای بهتر برای افغانستان رقم زد.

در پایان، کاظمی از همه کنشگران فکری و اجتماعی می‌خواهد که بدون تعصب قومی و بدون خشونت کلامی، درباره گذشته و آینده کشور گفت‌وگو کنند و بکوشند تا راهی برای رهایی نسل‌های آینده از چرخه تبعیض و نابرابری تاریخی بیابند.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
دیدگاه شما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x